تبليغاتX
به سوی سیمرغ - عالمی دیگر بباید ساخت ...

 

1 - "آرامش چیزیه که از وجود انسان ِ هزاره ی سوم رخت بربسته و جای اونو ترس و توهّم گرفته است" *

 

سیاستمداران ِ فیلم invasion این امر را سرلوحه ای برای تلاش جهت ساختن انسانی نو قرار می دهند، اما افسوس که کوفتن این خرمن کار هرکسی نیست و نتیجه آن می شود که در طی فیلم به خوبی بدان پرداخته می شود ... عده ای از همان انسان های قدیم، به مثابه ی عقلایی که می بایست سنگی را که دیوانه ای به چاه انداخته بیرون اوردند گرد هم می آیند و کلی وقت و زمان و ... مصروف بازگشت انسان به همان حالت پیشین می گردد.

 

2 – در فیلم Lady in the water به زیبایی اعتقاد راسخ انسانهای جدید به اساطیر قدما به نمایش کشیده می شود ... ایمان به آمدن کسی که زندگی آدمیان را تغییر خواهد داد و آن را به "أحسن حال" بدل خواهد کرد!

 

اما بعد!

قصدم از به میان کشیدن این دو فیلم نه نقد سرگردانی انسان پست مدرن است و نه تمجید ازدست اندرکاران این فیلمها ( که من نه مرد این هر دو ام)

 

چیزی که بعد از دیدن این دو فیلم، به فاصله ی کم، توجهمو جلب کرد؛ نمایش تفاوت عقاید میان مغرب نشینان و اهالی شرق، و به تبع آن رفتارهای گونان این دو است. يكي انسان مدار است و خود برای رفع مشکلات موجود می کوشد! دیگری چشم به آسمان دارد و منتظر منجی موعود!! یکی به توان تکنولوژی چشم دوخته و دیگری به گذشته نظر دارد. یکی تک تک اعضای جامعه را به یک اندازه مسئول می داند و دیگری همه را در خدمت یکی قرار می دهد ...

صد البته که به هرکدام ازین رویکردها انتقاداتی وارد شده و در عین حال هر دو نیز طرفدارانی دارد. اما دغدغه ی من این هم نیست!

نمی دونم چرا بعد از دیدن اینها نا خود آگاه یاد دو تا مطلب افتادم ... اولی داستان چینیان و رومیان ِ مولانا جلال الدین، که اگر درست یادم مونده باشه چینیان را اهل ظاهر/تکثر گرا و رومیان را اهل عقل/وحدت گرا نمایانده بود!

و از طرفی به یاد راه حلی افتادم که یکی از اساتید برای درک تفاوت میان اندیشه ی شرق و غرب (حداقل در حیطه ی الهیات) ارائه می داد. ایشان می فرمودن برای درک اینکه غربیان به خدای آسمانی قائلند ئ شرقیها به نفس خود مطمئن ترن پی ببریم کافیه به یک نشانه توجه کنیم : دقت کنید ببینید هرکدام ازین افراد به هنگام مواجهه به سختیها وقتی به خدا رو می کنند و یا قصد تمرکز برای دعا دارند چه حرکت انجام می دهند! غربی ها سر به آسمان بلند کرده و نجوا می کنند ... شرقی ها سر در جیب تفکر فرو برده و سکوت می کنند !!

خب ... حالا سؤال اینجاست : بالاخره کدوم گروه اهل چه نوع تفکری هستند ؟ ( البته این سؤال در صورتی قابل پرداختن است که کسی قائل به تأثرپذیری تفکر از محیط باشد. وگرنه که کلا ً سؤال از حیّز انتفاع خارج است.

 

.........................................

 

* بخشی از دیالوگ فیلم invasion

 

پ . ن 1 :

 

این تازه بخشی از قضیه بود که به معتقدان به نیروهای الهی می پرداخت ... حساب ملحدین و یا حتی شیطان پرست ها هم که جداست !! ( فیلم "فرزند رزماری" رو دیدم، خوشم اومد ... دی: ... اگر کسی فیلم دیگه ای ازین دست سراغ داره لطف کنه و معرفی کنه)

 

پ . ن 2 :

 

چند شب پیشا دیدم تلویزیون می خواست "سوء ظن" رو پخش کنه ... بعد از یدم فیلم به شدت کنجکاو شدم بدونم با توجه به اوضاع سانسور(از همه نوع) اونی که پخش کردن چی بوده !!

 

پ . ن 3 :

 

حالا که از "سوء ظن" اسم بردم، یه قسمت از دیالگوهای اونو هم بنویسم ... ضمن اینکه توصیه می کنم هرکس این فیلمو ندیده حتما تهیه کنه و ببینه ... واقعا ً جالب بود ... انسان تا کجا می تونه موضوعی رو به خودش تلقین کنه! و دیگه اینکه رفتار ما تا چه حد در عزیزانمون مؤثره! آدمها تا کجا به زندگی مشترک پوچ و بیهوده شون ادامه می دن فقط به خاطر نگاههای مردم! ... بماند...

 

"چیزای زیادی هست که زن و شوهرها رو از هم جدا می کنهو خیانت، پول، بیماری و مریضی طولانی"

... بیچاره یادش رفته بود سوء ظن رو هم توی لیستش قرار بده ...

 

پ . ن 4 :

 

یه سوال دیگه : کسی کتابی، مطلبی، مقاله ای، چیزی سراغ نداره در مورد ارتباط علم و عرفان ؟ مطلبی که به اثبات این موضوع پرداخته باشه که عرفان هم می تونه جزء علوم محسوب بشه! یا به تعریف علم و توضیح شرایط علم بودن ِ موضوعات پرداخته باشه ؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید .

 

پ ن ۵ :

 

جشنواره هم که تموم شد ... بی فرمان آرا !!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 21:18 توسط |