تبليغاتX
به سوی سیمرغ

 

می خواستم یه چیزی بنویسم آپ کنم ...

پست میثم دگرگونم کرد ...

فقط خدا کنه اعتراض نکنه که چرا لینکشو گذاشتم قاطی چرندیات خودم !

مثل بزرگانی که پا پس کشیدن از وبلاگم که مبادا به دوستی با من ِ عامی نویس ، آلوده بشن ...

نمی دونم ...

بگذریم ...

مرسی که هستید ...

همین ...

لینک رو بخونید و اینجا نظر بدید 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 23:44 توسط

 

حق با دوستانیه که فرموده بودن در پست قبل موضع من نامشخص بوده ... چون اصولا قصدم از نوشتن اون مطلب موضع گیری نبود ... فقط یه اعتراض بود به واژه ای که تناقض ازش می باره ...

 

«مردم سالاری دینی»

 

به زعم بنده ترکیبی است از دو مفهوم جمع نشدنی ... به این معنا که اگر در جامعه ای رهبر ِ دین ، حاکم باشه ، همونطور که ازواژه ی "ولیّ" برمیاد ، دیگه دموکراسی بی مفهومه ... و اگر قرار بر برقراریه مردم سالاری باشه ، دیگه از حکومت دینی که مستلزم فردیت در رهبری است خبری نخواهد بود ...

 

حالا اینکه چه لزومی بر استفاده ی از این واژه وجود داره ... بماند !!!

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 23:35 توسط |

 

من واقعا ْ نمی فهمم!

مگه ما نمی گیم حکومت با مقام ولایت هست؟

در زمان غیبت هم با ولیّ فقیه؟

مگه ما نپذیرفتیم که این "ولی" اولی به تصرف هست در امور زندگی ما؟

مگه امثال فارابی جامعه رو مثل بدن ندونستن که مغزی باید اونو کنترل و هدایت کنه؟ (اصلا دیگه به فلاسفه ی یونان کاری ندارم – فرض می کنم فارابی خودش اینو مطرح کرده)

مگه ما شعار ندادیم « از" تو" به یک اشارت از ما به سر دویدن» ؟

مگه این «تو»  این «ولی» رو به عنوان رهبر جامعه به رسمیت نشناختیم ؟

 

پس این شعار «مردم سالاری دینی» دیگه چه صیغه ای ِ ؟

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 21:42 توسط |

 

انتقاد شدید ‌آیت‌الله صافی و  ‌آیت‌الله‌ نوری همدانی از برگزاری کنگره بزرگداشت مولوی

***

پروژه مشترک امارات، ايتاليا، هند و ترکيه براي ساختن فيلم زندگي مولانا

................................................

آخه آدم دردشو به کی بگه ؟

جمود فکری تا کجا ؟

جذمیت و دگماتیسم تا کی ؟

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 11:3 توسط |